تبليغاتX
كوير - دلالي حرفه ام شد و سرخوردگي مزدم

اين روزا همه از روابط عمومي ، روزنامه نگاري و ارتباطات سخن مي گويند و از كارگزاران روابط عمومي ( البته بهتره از اصطلاح "روابط عمومي چي" با توجه به كاركردي كه امروزه ادارات روابط عمومي در نهاد ها و ارگانها دارند، استفاده شه) كه ايفا گر نقشي اساسي در فراگرد ارتباط دوسويه هستند تمجيد مي كنند.

 

با ذهنيت شكل گرفته از تحصيلات آكادميك در رشته ارتباطات و مرور نظريات مربوط به اين حوزه ، عملا با ورود به زمين بازي، توپ جمكن هاي پشت خط زمين بازي را همان كارگزارن روابط عمومي يا "روابط عمومي چي" ها يافتم.

 

تئوري پردارزان علوم ارتباطات، روابط عمومي را هنر هشتم و فن مديريت درون و برون سازمان انگاشته اند و امروز آنچه در ويترين هر سازماني از هنرنمايي روابط عمومي جلوه گري مي كند تنها پارچه نويسي هاي نه ديناميك و فعال كه استاتيك و تقويمي است و از دايره تقويم هم فراتر نمي رود.

 

سكان كشتي روابط عمومي هاي كشور بر دستان كنشگران واقعي اين هنر هشتم نمي چرخد و متاسفانه آب را كساني بر چرخ هاي آسياب مي ريزند كه دايره اطلاعاتي شان از روابط عمومي تعريف دم دستي است كه اين حرفه را همسان پلي، رابط سازمان و مردم مي داند.

 

 جامعه شناسي، روانشناسي، مديريت و علوم مختلف ديگر بستر هاي زير ساختي براي تربيت يك كنشگر روابط عمومي است تا در فرايند ارتباط دوسويه، نقشي فعال را ايفا نمايد و در اين فراگرد است كه هنر كارشناس روابط عمومي با بهره گيري از علومي كه آموخته است نمودي عيني مي يابد.

 

اما آيا اينچنين است؟ آيا آنچه اموخته ايم راسازمانيزه كرده و مي كنيم؟ بر اين باورم نه نهادهاي ما ظرفيت چنين نگرشي را دارا هستند به اين دليل كه مديران ارشد سازماني ايران فاقد چنين ظرفيتي هستند و نه ساختار سازماني و ابزار در اختيار اجازه چنين نگاهي را مي دهد.

 

ابتدايي ترين ابزار در اختيار كارشناس روابط عمومي كه فقدانش آفتي است كه امروزه شاهد آنيم، "تفكر" است و "تامل " است و "انديشه". "آسيب شناسي" اساس كارش است و "مشاهده" متدش.

 

تنها توصيه يك " روابط عمومي چي " به مديران محترم اين است كه « روابط عمومي را بايد فهميد». در غير اينصورت كارشناسان فعال در اين حوزه مبدل به دلالاني مي شوند كه رابطين بين سازمان با خبرنگاران هستند و بس.

+ نوشته شده توسط ميثم اخباری در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت |