نشود فاش كسي آنچه ميان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش كن با لب خاموش سخن مي گويم
پاسخم گو به نگاهي كه زبان من و توست
روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد
حاليا چشم جهاني نگران من و توست
نقش ما گو ننگارند به ديباچه ي عقل
هر كجا نامه ي عشق است نشان من و توست!
سايه ز آتشكده ي ماست فروغ مه و مهر
وه از اين آتش روشن كه به جان من و توست!
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش كن با لب خاموش سخن مي گويم
پاسخم گو به نگاهي كه زبان من و توست
روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد
حاليا چشم جهاني نگران من و توست
نقش ما گو ننگارند به ديباچه ي عقل
هر كجا نامه ي عشق است نشان من و توست!
سايه ز آتشكده ي ماست فروغ مه و مهر
وه از اين آتش روشن كه به جان من و توست!
+ نوشته شده توسط ميثم اخباری در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت
|

